|
انتظار گريهها (یا حسین)
انتـظار گـريـهها صفي طولاني گريهها نشستهاند پشت سر هم گريهها دو زانو در بغل و دو زانو اسير قلاب دو دست گريهها توي نوبت گريهها در غباري از اندوه، اشك را ميجويند گريهها توي دستهاشان پر از غم سفرهي محرم پهن و گريهها سفرهي دلشان گسترده گريهها بهانهي حسين را دارند گريهها دست بر كمر، آه يك نگاه عباس را ميكشند گريهها دست بر سر، چشم بر سروهاي شكسته دوختهاند گريهها علي اكبر را بر دوش، اشك ميريزند گريهها بيهوش از نظارهي قاسم سفرهي محرم پهن و گريهها سفرهي دلشان گسترده گريهها پا به رهنه گرداگرد خيمه ها سينه ميزنند گريهها آتش را و خيمهها و بيمار را مينگرند گريهها صداي شكستن استخوانها را از ميانهي ميدان ميشنوند گريهها زانو به زانوي زينب بر سر ميزنند گريهها گم شدند ميان اشكها سفرهي محرم پهن و گريهها ميجويند رايت بلند انتقام را محرم 1429 تهران |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 10:34 بعد از ظهر |
