|
شوق به پا خیز که آب آمده
نیمه ی شبان ۱۴۲۹، ۲۷/۵/۸۷ |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 10:37 بعد از ظهر ماه شب تار (اما عصر )
ماه شب تار بـــاد؛ اما سحري سحر؛ اما همهاش عشوهي يار يــار؛ اما نه كه از عشق آباد عشق؛ آباد ز يك غمزه ی آن جلوهي داد داد؛ بيجلوه اگر باد مباد *** *** *** باد برخيز؛ سحر را زين كن يادي از سوسن و هم نسرين كن باد برخيز؛ نفس وامانده شادماني پس در جامانده باد برخيز؛ به ما آب رسان قدحي از سحر ناب رسان باد برخيز و به هم پيچ و چو طوفان بخروش عالمي را برَهان از ستم ظلم فروش باد برخيز و نسيمي شو و دستي سر مظلومان كش پرچم عدل برافراز و بكن ريشهي هر غصه فروش مهديا! آب تويي، باد تويي، ترجمهي داد تويي سحري، مهر تويي، يار تويي، ماه شب تار تويي جمكران |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 6:43 بعد از ظهر نزول حور بهشتی (میلاد حضرت زهرا)
نزول حور بهشتي ا اردوي انبياء همه كف بركف ط طلوع هلهله و طبل و پنجه ها بر دف م مدار دايره ي عشق و شور تف درتف ه هديه ي عالم بالا ، گهر پاك نهاد فاطمه حور بهشتي به زمين پاي نهاد ح حور با جاه و جلال و جبروت و واجد پاكي و داناي به علم ملكوت ر رودي از نور ، نشان از لاهوت ب بوي گل ، بوي خدا در ناسوت ه هديه ي عالم بالا ، گهر پاك نهاد فاطمه حور بهشتي به زمين پاي نهاد ش شب فرار ي شد و مهرآمد و نور ت تن و جان در شعف و شادي و شور ی ياس ، آذين تن نازك حور ب بند بند دو جهان غرق سرور ه هديه ي عالم بالا ، گهر پاك نهاد فاطمه حور بهشتي به زمين پاي نهاد ز زهره لبخند زنان منتظر جلوه حور م ماه پشتش خمِ از طلعت آن معدن نور ي یاسمن رقص كنان ، ياس و شقايق به سرور ن نغمه ي بلبل و آواز قناري از دور پ پر طاووس شد آذين خوش كوچه ي صور ا اشك شادي است سر سفره ي چشمان نمور ی يا علي گفت خداوند و فرو ريخت بلور ن نور زد نعره كه هيچم بر زهراي طهور ه هديه ي عالم بالا ، گهر پاك نهاد فاطمه حور بهشتي به زمين پاي نهاد ا ايزدا شكركه نور آوردي د دل پيغمبرو امت به سرور آوردي
جمادي الثاني 1429- تير ماه 87 |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 3:51 بعد از ظهر اشك باد
چرا تا ميگويند ابن الرّضا دلمان ميلرزد . راستي چرا با شنيدن يا جوادالائمه چشمهامان باراني ميشود؟ چگونه اين خبر دردناك را از مدينه به توس بردي "باد"؟ اشكهايت قنديل آسمان مصيبت، ضجههايت بورياي سرد صحن مظلوميت، بر تو چه گذشت "باد"؟ اينك اشك مي ريزيم همراه با "اشك باد" "اشك باد" دل من، دلشده و ديوانه چشمها باراني است اشك چون مرواريد روي سجاده فرو ميريزد نفسم، از نفس افتاده، زبان گوشه نشين پايهي پاي تنم ميلرزد دستها بر سر و سر بر ديوار خبر آمد كه بپو شيد سياه *** آسمان بي طاقت كوه و دريا خاموش باغ و بستان تاريك جنگل و دشت و بيابان در مه كمر سرو دو تا شد از غم باد بر خاك افتاد باد خم شد كمرش زين ماتم خبر آمد كه بپوشيد سياه *** باد تا توس وزيد باد با ناله به درگاه رسيد باد زانو زد و خاكش بوسيد باد بغضش تركيد باد بوسيد در و درگه شاه خبر آورد بپوشيد سياه *** خبر آورد تقي را كشتند يادگار رضوي راكشتند خبر آورد كه ازسلسله پاك علي پاسدار علوي راكشتند خبر آورد غروب آمده است تاري و تيرگي و گريه و غم آمده است باد بوسيد در و درگه شاه خبر آورد بپوشيد سياه *** باد پيچيد به درگاه رضا باد بر سر مي زد با دو گلدسته و گنبد گريان باد بر سر ميزد اشك گلدسته فرو ميافتاد گريه گنبد غم ديده روان روي زمين باد بر سر ميزد شانه بر در ميزد باد بوسيد در و درگه شاه خبر آورد بپوشيد سياه *** قاصد خسته به صد آه فرستاد درود آيهي نور تلاوت شد و عطر آمد و عود باد بغضش تركيد تا به پابوس امامش برسيد باد بر سر زد و گفت خون بگرييد و بپوشيد سياه حاصل عمر شما را كشتند پسرت ابن رضا را كشتند ذيقعده 1428 / آذر 86 تهران |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 11:10 بعد از ظهر ستارهي توس
« سالروز ميلاد فرخندهي ثامن الحجج (ع) بر پاسداران حريم اهل البيت تهنيت باد » امام رضا عليه السلام: مؤمن حقيقي را سه خصلت است: v خصلتي از خداوند و آن نگهداري راز است. v خصلتي از پيامبر و آن خوش رفتاري با مردم است. v خصلتي از امام و آن صبر كردن به گاه تنگدستي و پريشان حالي است. (اصول كافي ج 3 كتاب الايمان و الكفر باب علامات المؤمن)
ستارهي توس شد چو ميلاد هشتمين رهبـر خور ز خجلت سحاب زد بر سر نور باران شدند ارض و سمـا چون به گيتي نهاد پا، سـرور عرش را شور و هلهله افتـاد چـون ملائك بديد نـور دگـر شد رضا عالـم از وجـود رضـا نارضـا ظـالمـان همه يكسر كـرد بـا جـان ضمانت آهـو كه امام است و ملجأ و رهبر دل «آزاده» شاد و مسرور است گـاه ميـلاد هشتمين رهبـر 29/5/62 ذيقعده 1404 مشـهد مقـدس |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت 8:2 بعد از ظهر وارث سلسلهي پاك، علي ميآيد (میلاد امیر المومنین)
آدم و نوح مهياي ملاقات علي يونس و يوشع و ادريس خبردار، علي ميآيد
ذكريا به كمر دست و دگر دست زده سايهي چشم از دل كعبه اميري، گل بي خار علي ميآيد
يوسف و شيث، سر كوچهي شيدايي و عشق سر به هر سوي؛ وزيري، مدديار، علي ميآيد
صالح و خضر دو زانو زده و دست به سر حضرت دوست، سپاسا؛ كه شفاي دل بيمار، علي ميآيد
صبر ايّوب سر آمد؛ غم يعقوب تمام جبل صبر، دواي تن تب دار، علي ميآيد
هود و اسحاق خوش و لوط و سليمان شادان ليل را سورهي شمس و شب تار آيهي نور؛ آشناي دل و دلدار، علي ميآيد
سَر يحيي، سر شادي، به شعف قلب شعيب معني عدل، انيس دل و غمخوار، علي ميآيد
موسي و عيسي و داوود، مهيّاي مبارك بادند حبّذا، ختم رسل، فخر دو عالم، كه علي ميآيد
دل آزاده به شور و شعف و غرق سرور مهدي فاطمه تبريك، امير دو سرا ميآيد
17/5/85 13 رجب 1426 |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 1:52 بعد از ظهر |
