تبليغاتX
باران
 بیدارشوعزیزم

 

 بیدارشوعزیزم

 

      روزي روبا حي از دحي مي گزشط .

     كمي چشمحايش را چراند و بعد در به در دنبال خروص دح گشط . طا عينكه عو را ديد .

      دحانش را گشود و به عو گفط : 

   

                                   « خاك بر صر بي غيرطط كنن »

   

     خروص طابح خود جنبيد روباح رفته بود . فوري پرادو اش را صوارشد و بح مرغداري پا پا  

 

    رفط و دصطور داد طمام مرغحا در عامفي طعاطر جمع شوند .

 

      خروص اثبا ني بود ومرطب قدم مي زد طا عينكه جلصح رصمي شد .

 

       خروص ِالّط غيبط 14 مرغ از 22 مرغ را  پرصيد ؛ گفطند :

 

      اونحا را با خرو صحاي بي غيرط ديدن و گرفطندو هالا طو حلفدوني حصطند .

 

      خروص گفط پث شما چي ؟

 

     گفطند ما طا ظح عا ضاد شديم ولي ديگر غلت مي كنيم كه ...............  ما فقت بح ناموص    

 

      خودمان فكر مي كنيم .

 

     خروص سيهه اي زد و بر حوش روباح عافرين گفط .

 

« بچه ها بيدار شين داره دير ميشه »

|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 4:40 بعد از ظهر  
 برای چه آمده ایم؟
در پاسخ سوال یک دوست

که پرسید "ما برای چه خلق شده ایم؟"

این مجمل را نوشتم

به شما نیز تقدیم میدارم

وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنس اِلاْ لِيَعبُدونَ
هدف خلقت عبادت پروردگار است
سوره‌ ذاريات / 56
 
 
 


اصولي كه ناگزير از پذيرش آنهاييم و هيچ بشري نمي‌تواند در برابرش قد علم كند جز آنكه عنادي داشته باشد:
1-      تمام ما در بين دستهاي قدرتمند پروردگاريم و او ما را مديريت مي‌كند.
2-      خلقت هنر اوست و بر اين تابلو عظيم كه اثر اين يكتا هنرمند است؛ فقط خودش حكومت مي‌كند و خاصان درگاهش آنهم به امر او و به حمايت او.
3-      او مي‌آورد؛ او مي برد و او كارگردان يكه تاز ميدان خلقت است.
4-      "وعده ي خلود و جادوانگي" نقطه‌ي اوج داستان آفرينش است و درك اين مهم بس گران.
 
 سؤالاتي كه به افسردگي، دلمردگي، سرگرداني، پوچي و ... منتهي مي‌شود:
1)       براي چه آمده‌ايم؟
2)       نقش ما در اين نمايشنامه چيست؟
3)       بعد چه مي شود؟
4)       بعد تر چه؟
5)       آخرش چي؟!

و اين سؤالات زماني به سراغ دلمان مي‌آيد و جدي مي شود و به اوج مي‌رسد كه آن اصول بر جانمان ننشسته باشد چرا كه:
ü      غـــــرور، اصل يكم را لگد مال مي‌كند.
ü      كــــــبر، اصل دوم را به چالش مي‌كشد.
ü      حســـــد، اصل سوم را به باد نسيان مي‌سپارد.
ü      جهـــــل، اصل چهارم را به تمسخر مي‌گيرد.
«الله» نام بزرگ خداوند، ريشه‌اش همان « ول‌ه » است يعني ما در برابر ذات پاكش «واله» و «حيران» هستيم و لذا بايد كه:
«آنجا كه عقلمان نمي‌رسد و علممان ياري نمي‌كند و ... در برابر قدرت لايزالش زانو زنيم و سر تسليم فرو آريم و بر سجده افتيم و بپذيريم كه خيلي چيزها را ما نمي‌فهميم و چون نمي‌فهميم جفتك مي‌اندازيم و عربده مي‌كشيم و بدمستي مي‌كنيم. وقتي سر و صدايمان خوابيد و تسليم شديم؛ در باغ باز مي‌شود و خود را در سرزمين سبز عبوديت حس مي‌كنيم. همانطور كه رنگ و كاغذ تسليم نقاش است و همانگون كه رنگ و كاغذ از ماجراي تابلو چيزي نمي‌داند ما هم ... »
اگر اصول را بپذيريم:
ü      احساس شادابي و مسرت مي‌كنيم و ديو افسردگي زير پاي ما است.
ü      عشق به زندگي و ولع رشد و بالندگي، هيولاي يكنواختي و روزمرگي را در خود مي‌بلعد و صداي آبشار اميد، گوش دلمردگان را پُر مي‌كند.
ü      ديگر نمي‌گوييم من چه كاره‌ام؛ بلكه در به در به دنبال سوژه‌اي مي‌گرديم تا از كاروان پر شتاب صعود و تعالي باز نمانيم.
ü      و پذيرش اصل «خلود» درمان بسياري از بيماري‌هاي رواني مثل افسردگي، خودكشي و ... است و زماني‌كه بر اين اصل گردن نهيم، چادر سبز اميد سراپايمان را مي‌گيرد و خود را در آغوش پروردگار احساس مي‌كنيم. مشكل ما اين است كه درجه‌ي اُنسمان با خدا پايين است و از گرماي آغوش ايزدي دوريم.
ü      پس دعايمان اين باشد:
الها!
با اشك و آه به سويت مي‌آييم، تو ما را در آغوش گير، بفشار و از خود دور مدار و از خالدين در بهشتت قرار بده!
آمين

|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 10:12 قبل از ظهر  
 آیین نگارش (7)

قلم كاغذ عبادت (7)


مبحث ششم: مقدمات نگارش
الف: مقدمات طبيعي و غريزي مثل ذوق ، قريحه ، استعداد و . . .
« قبول خا طرو لطف سخن خدا داد است »
ب : مقدمات اكتسابي:
1. مطالعة آثار ادبي ، يادداشت برداري ، به خاطر سپردن كلمات قصار و سخنان حكيمانه و اشعار مناسب ، مقالات و . . .
2. بهره گرفتن از حواس و ادراكات حسي مثل : خوب ديدن ، خوب شنيدن ، دقت كردن در رفتارو گفتار ديگران ، دقت در مناظر و به بالا نگاه كردن .
مرحوم محمد تقي جعفري : « گويي در پشت گردنمان كوكي داريم كه نمي گذارد به بالا بنگريم»
3. بهره گيري از استعدادهاي ذهني مثل تخيل ، حافظه ، دقت ، استدلال و . . .
4. خلق آثار هنري مثل : تشبيهات ، استعارات ، مَجازات و آرايشهاي سخن و دلاويز هاي كلام .
حافظ: مزرع سبز فلك ديدم وداس مه نو يادم از كشتة خويش آمدو هنگام درو
                      
« الدنيا مزرعۀ آلاخرۀ »

5. حافظه و تقويت آن با مطالعه
6. دقت : ريز بيني و نكته سنجي
7. مشاور خوب : الرفيق ، ثم الطريق
8. تعقّل و استدلال: حكم و تجريد ( انتزاع ) و تعميم وقياسات منطقي بنحوي كه خواننده « اقناع » شود.
9. شوق نويسندگي از طريق خواندن نوشته هاي خوب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 2:31 بعد از ظهر  
 قلم،کاغذ،عبادت(6)

قلم،کاغذ،عبادت(۶)                                 

 

 

  مبحث پنجم: مراحل پيدايش يك نوشته‌ي خوب

به نظر مي‌رسد طي سه مرحله‌ي زير و دقت در اجراي مراحل مي‌تواند ما را در ارائه‌ي نوشته‌اي قوي و استوار ياري نمايد كه مراحل عبارتند از: 1- تفكر 2- تنظيم فكر 3- بيان فكر

مرحله‌ي يكم: تفكر

ü      در اين مرحله نويسنده بايد به دو عمل اساسي توجه نمايد «ايجاد فكر - تنظيم فكر».

نظامي گنجوي گويد:

      سخن كان از سر انديشه نايد

 

نوشتن را و گفتن را نشايد

ü      فكر چيست؟ تفكر كوششي است عمدي براي كشف روابط خاص بين آنچه مي‌توانيم بكنيم و نتايجي كه از كار حاصل مي‌شود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:39 بعد از ظهر  
 فايده‌ي نوآوري‌ و شكوفايي
فايده ي نوآوري و شكوفايي
ن.نوآوري چيزخوبي است.
ن.بانوآوري چيزهاي نومي سازند.
ن.فكرهاي نو،حاصل تلاش بي وقفه ي آدمهاي نوآوراست.
ن.اين آدمهاي خوب مرتب براي رفاه ما نقشه مي كشند و طرحهاي نودرمي اندازند.
ن.اين آدمهاي دلسوزمثلا حقوقهارا 10 درصد اضافه مي كنندواين يك نوع نو آوري است.
ن.همين مهربانها قيمت كالاها را مثلا 20 تا50 درصد بالا مي برند و اين هم يك نوع نوآوري است.
ن.آخرسال با عيدي و...دست مردم پرپول مي شود و بانكها با وعده هاي مزخرف پولها را برمي گردانند سر جاي اول
ن.بعد يك نوآورديــگرثبت نــام حـــج و...را پيش مي كشد تا تتمه ي پولها را بــــرگرداند سر جايش.
ن.خلاصه پول نبايد دست مردم باشد.چون پول چيز بدي است وبدرد مـــردم نــمي خورد.
ن.ما بايد با نوآوري به هيچ چيز فكر نكنيم و دنبال رفــاه و ساير مزخــرفات نرويم.
ش.شكوفايي هم چيز خوبي است.
ش.مغز آدم هاي نوآوركه به كار مي افتد
ش.و گندش همه ي عالم را پر ميكند يك نوع شكوفايي است.
ش.اصلا فقر يك نوع شكوفايي است چون فقر ذهن را فعال و شكوفا مي كند.
ش.افزايش تورم و كاهش دستمزد هم نوعي شكوفــايي است
ش.چون آدم رامچاله مي كند وبهم ميريزد
ش.و روح و روانش شكوفا مي شود.
ش. گسترش اعتياد هم يك نوع شكوفايي است چون آدمهاي نوآوربعد از دهها سال طرح و نقشه
ش.وميلياردها تومان هزينه نتوانسته اند مرزها را ببندند و ريشه ي اعتياد رابكنند
ش. پس گسترش اعتياد هم نوعي شكوفايي است.
ن /ش.خلاصه نو آوري و شكو فايي چيز هاي خوبي است و خيلي فايده دارد.


 
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 11:20 بعد از ظهر  
 قلم، كاغذ، عبادت (5)
قلم، كاغذ، عبادت (۵)

مبحث چهارم: مشخصات يك نوشته‌ي خوب
الف: از حيث مفهوم، محتوا و پيام:
نوشتار بايد كه از لحاظ مفهوم و محتوا، پاسخگوي نياز معنوي و روحي و اعتقادي مخاطب باشد و او را نسبت به مسؤليت  خويش‌ در برابر خدا و خلق آگاه سازد.
نوشتار بايد كه پيام صلح و دوستي، مهر و شفقت، عشق و عدالت، صدق و راستي و دفاع از حق و حقيقت را به خواننده برساند و باران ملايم عزت و افتخار و شوكت و مجد را بر قلمروِ خود فروريزد و خلاصه:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 9:22 بعد از ظهر  
 قلم، كاغذ، عبادت (4)
قلم،كاغذ، عبادت (4)
مبحث دوم: نقش نويسنده در جامعه
*نويسنده تنها براي خود نمي‌نويسد؛ به ويژه نويسنده‌ي مقاله و داستان و نمايش‌نامه كه در خواننده تأثير بسيار مي‌گذارد و طبعاً خوانندگان فراواني پيدا مي‌كند و به همين جهت مسؤليت وي هم سنگين است.
*نويسنده‌ي توانا و چيره‌دست و هنرمند با روح انسان‌ها و به ويژه نسل جوان سر و كار دارد و مي‌تواند با قلم سحار و شورآفرين خود، احساسات و عواطف ملتي را به سود يا زيان يك جريان يا حاكميتي بر‌انگيزد.
*نويسنده‌ي توانا مي‌تواند به افراد خموش و خمود، توان و تكان دهد و روابط حاكم بر اجتماع را دگرگون سازد و حتي از بيخ و بن بر‌اندازد.
*در تاريخ بشريت هيچ انقلاب و تحول شگرفي را نمي‌توان سراغ داشت كه نويسندگان و گويندگان در صف اول آن قرار نگرفته باشند و نقش و سهم تعيين كننده‌اي در بيدار سازي و جهت‌ دهي مردم نداشته باشند.
*براي شناخت دو مِتد فكري وجود دارد:

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 11:1 قبل از ظهر  
 قلـم، كـاغذ، عبـادت (3)

قلـــم، كــــاغذ، عبـــادت (۳)

 

ج :اصالت نويسندگي در شعر و نثر

*فرخي سيستاني

نيــايد آنكه  زنوك قــــــلم پديـد آيـــــد                                             

ز ذوالفقــار علــي و زتيـــغ رستــم زر

قلم به ساعتي آن كارها توانــــــد كرد                                            

كه عـاجز آيـد از آن كـارهـا قضـا و قــدر

ملوك راگه و بيگاه پيش دشمن خويش                                            

قلـم بـه منزلـه‌ي لشكـري بـود بي مرّ

بسـا سپاه گراناكه در زمانه شد نــــــد                                             

ز جنبش قـلمي تار و مـار و زيــر و زبـــر

ملوك راقلم و تيغ برترين سهمي است                                            

بتـرسد از قلـم و تيـغ شير شـرزه‌ي نر

بناي ملك به تيغ و قلم كننـد قــــــــوي                                            

بدين دو چيز بود ملك را شكوه و خطـر

همه شهان و بزرگان و خسروان جهان                                         

بدين دو چيـز جهـان را گرفته سرتاسر

 

(براي ديدن متن كامل، روي ادامه‌ي مطلب كليك كنيد.)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 11:8 بعد از ظهر  
 قلم، كاغذ، عبادت (2)
 
قلم، كاغذ، عبادت (۲)
 
 
معرفي بعضي از كتبي كه مرا يار بوده و به شما هم معرفي مي‌دارم:
- آيين نگارش - حسن سميعي
- آزادي و تربيت - دكتر صناعي
- انديشه - محمد حجازي
- درباره‌ي زبان فارسي - استاد دكتر خانلري
- زيبايي - دكتر كاوياني
- ستارگان سياه - سعيد نفيسي
- با كاروان حله - دكتر زرين‌كوب
- زيبايي شناسي در هنر و طبيعت - علي‌نقي وزيري
- به دنبال سايه‌ي هما - دكتر اسلامي ندوشن
- افكار جاويد - استاد غلامرضا واحدي
- آيينه - محمد حجازي
- صور خيال در شعر فارسي - استاد شفيعي كدكني
- سرود جهش‌ها - محمدرضا حكيمي
- شعر بي‌دروغ، شعر بي‌نقاب - دكتر زرين‌كوب
- روش نويسندگان معاصر - دكتر رزمجو
- زبان و نگارش فارسي - دكتر احمدي گيوي، دكتر حاكمي
- آيين سخنوري - محمدعلي فروغي
- به سوي سيمرغ - نعمت‌الله قاضي‌شكيب
- دانش و هنر - دكتر هشترودي
- فن نگارش - دكتر محجوب
- مكتب‌هاي ادبي - دكتر رضا سيد حسيني
- نقد ادبي - دكتر زرين‌كوب
- سوگ سياوش - شاهرخ مسكوب
- خسي در ميقات - جلال آل احمد
- پانزده گفتار - استاد مجتبي مينوي
- انشا و نويسندگي - احمدي بيرجندي
- ايام محبس - علي دشتي
- ايران را از ياد نبريم - دكتر اسلامي ندوشن
- سخن‌سنجي - لطف علي صورتگر
- مقدمه‌اي بر رستم و اسفنديار - شاهرخ مسكوب
- يكي بود يكي نبود - محمد علي جمال‌زاده
- آن سالها - دكتر محمدجعفر ياحقي
- چهارمقاله - نظامي عروضي سمرقندي
- راهنماي نگارش و ويرايش - دكتر ياحقي، دكتر ناصح


براي ديدن متن كامل روي "ادامه‌ي مطلب" كليك نماييد.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 10:59 بعد از ظهر  
 قلـم، كـاغذ، عبـادت (1)
 

قلـم ، كـاغذ ، عبـادت

با سلام

برآنم تا آموخته هايم و حاصل مطالعاتم در موضوع "نگارش" را به مرور تقديم مراجعين به وبلاگم نمايم. بديهي است ستون نظرات شما عزيران ، تشويق من است در اين راه و نقد و راهنمايي ياران دستم را خواهد گرفت. كامنت هاي زيبا و دلنشين وپربار همراهان را منتظرم.

 

    

 بر دستها تان دو صد بوسه      

 آزاده

- نخست به جايگاه "قلم" در آيات و روايات و سپس به مقام آن در بين بزرگان و شعرا و نويسندگان اشاره مي شود

- سپس نقش نويسنده در جامعه و مشخصات نگارنده خوب را ارائه مي دارم.

- آنگاه مشخصات يك نوشته خوب و مراحل پيدايش آن راتقديم مي دارم.

- مقدمات نگارش ، چه كنيم كه نويسنده شويم و آيين نگارش اشارات بعدي است.

- انواع نثر ،سبكهاي نثر ، سبكهاي ادبي ،بعضي اصطلاحات ادبي و انواع ادبي گام هاي درپي است.

- وپايان مي برم با ارائه ي انواع قصه و داستان و سر انجام اصول داستان نويسي.  

 

 (انشاءالله اگر عمري و توفيقي...)

 

|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 0:3 قبل از ظهر