تبليغاتX
باران
 آیین نگارش (7)

قلم كاغذ عبادت (7)


مبحث ششم: مقدمات نگارش
الف: مقدمات طبيعي و غريزي مثل ذوق ، قريحه ، استعداد و . . .
« قبول خا طرو لطف سخن خدا داد است »
ب : مقدمات اكتسابي:
1. مطالعة آثار ادبي ، يادداشت برداري ، به خاطر سپردن كلمات قصار و سخنان حكيمانه و اشعار مناسب ، مقالات و . . .
2. بهره گرفتن از حواس و ادراكات حسي مثل : خوب ديدن ، خوب شنيدن ، دقت كردن در رفتارو گفتار ديگران ، دقت در مناظر و به بالا نگاه كردن .
مرحوم محمد تقي جعفري : « گويي در پشت گردنمان كوكي داريم كه نمي گذارد به بالا بنگريم»
3. بهره گيري از استعدادهاي ذهني مثل تخيل ، حافظه ، دقت ، استدلال و . . .
4. خلق آثار هنري مثل : تشبيهات ، استعارات ، مَجازات و آرايشهاي سخن و دلاويز هاي كلام .
حافظ: مزرع سبز فلك ديدم وداس مه نو يادم از كشتة خويش آمدو هنگام درو
                      
« الدنيا مزرعۀ آلاخرۀ »

5. حافظه و تقويت آن با مطالعه
6. دقت : ريز بيني و نكته سنجي
7. مشاور خوب : الرفيق ، ثم الطريق
8. تعقّل و استدلال: حكم و تجريد ( انتزاع ) و تعميم وقياسات منطقي بنحوي كه خواننده « اقناع » شود.
9. شوق نويسندگي از طريق خواندن نوشته هاي خوب

مبحث هفتم: چه كنيم كه نويسنده شويم؟
الف : خواندن- خواندن يكي از بهترين و مؤثرترين وسايل كسب مهارت در نوشتن است .
ب : نوشتن- تنها با خواندن كتابهاي آئين نگارش امكان نويسندگي ميسر نيست از اين رو بايد مرتب نوشت و از انتقاد نهراسيد .
ج : رعايت مراحل نگارش :
1. تفكر و دقت
2. طرح و نقشة كار براي موضوع انتخابي
3. گردآوري اطلاعات
4. تهيه پيش نويس
5. خواندن پيش نويس
6. پاكنويس
7. مطالعه و بررسي دقيق نوشته

مبحث هشتم: آيين نگارش


بخش اول: روش نگارش
نكات مفيد در تقويت روش نگارش :
1. زياد خواندن      2. زياد نوشتن      3. تفكر و دقت در نوشتن      4. طرح
5. خودداري از تكرار       6. ساده نويسي       7.عفت قلم و پاكي فكر
8.احتراز از آوردن فرمولهاي تكراري و مبتذل در مقدمه و نتيجه گيري مثل :
اگر كمي در اطراف موضوع فكر كنيم .  .  .
پر واضح است كه .  .  .
اگر اوراق زرين تاريخ را ورق بزنيم .  .   .
9.. تهيه پيش نويس
10. پاكنويس
11. وحدت موضوع
12. حدود و شيوة استفاده از منابع ادبي و آرايش كلام
13. طريقه ي نقل سخن ديگران يا شعر ديگران : كه داخل گيومه باشد ، مأخذ ذكر شود و اگر ضرورت داشت نقل شود و بي دليل حجم را بالا نبريم
14.آگاهي و تسلط كافي به موضوع
15. رعايت اختصار
16. مقدمه : فقط در حد جلب توجه خواننده و بدون مقدمه چيني
17.احتراز از به كار بردن واژه هاي دشوار و بيگانه
18. دقت دراملاء صحيح و وصل وفصل كلمات
19. نكات دستوري
20. رعايت قواعد نقطه گذاري
21.خوانا بودن
22. نظم و ترتيب و نظافت
23. آوردن هر يك از انواع مطالب در بندي جدا و مستقل

بخش دوم: روش تحقيق
تحقيق و پژوهش به 3 طريق است :
الف : روش مشاهده : كه پژوهشگر حضوراً موارد را بررسي مي كند (حسابرسي- بازرسي و. .  .)
در اين روش بدليل اطلاع كارمندان از حسابرسي اغلب سند سازي . . . مي شود.
□ اگر پژوهشگر جزءگروه باشد و شناخته نشود عالي است
□ توصيه مي شود در اين روش تمام مشاهدات ثبت شود و نيز مشاهده گروهي باشد
ب : روش تحقيق عمومي كه دو روش دارد:    1- مصاحبه      2- پرسشنامه
ج : روش كتا بخانه اي (شيوة پي جويي از راه مطالعه )
كه نويسنده از راه مطالعه ، تحقيق و بررسي مي كند و لذا در مراجعه به كتابخانه ها اين نكات قابل توجه است :
1. مشخصات هر كتابي روي 3 كارت است ( كارت بنام مؤلف يا نويسنده- كارت بنام كتاب – كارت بنام موضوع كتاب )
2. بعضي كتابخانه ها كتابنامه دارند
3. بهره گيري از فهرست مأخذ كه در آخر كتاب آمده است .
4. در نظر گرفتن موازين زير براي انتخاب كتاب :
● دقت نويسنده
● تازگي مطالب
● وسعت و دامنه ي بحث مطالب
● اعتبار و شهرت نويسنده
● متناسب بودن مطالب كتاب با موضوع تحقيق
● معيارهاي علمي كتاب (آمار ، ارقام ، نمودار و . . . )
● داشتن فهرستهاي لازم : فهرست فصول- فهرست مندرجات – مآخذ- اعلام- تصاويرو. . .
5. انتخاب بهترين نسخه (نسخه چاپ سنگي – افست و . . . )و آخرين چاپ و . . .
6. مراجعه به فهرست مندرجات و اگر فهرست موضوعي داشت (انديكس )
7. اگر تحقيق از چند مأخذ است بايد به دقت بررسي و مقايسه نمود ، اضافات را حذف و اولويت بندي و تتنظيم كرد.
8. داشتن آرشيو كوچك از زمينه هاي تحقيق مثلاً كسي كه دربارة مهدويت تحقيق ميكند آخرين مجلات ، كتابها و . . .
9. هنگام مطالعه به نكات زير توجه شود :
□ مطالب مورد نظر را بدقت بررسي و تجزيه و تحليل كنيم .

□ درباره ي نكات مهم بيشتر مطالعه كنيم و اگر خوب مطلب را نگرفتيم بپرسيم.

□ درمسائلي كه ترديد داريم، چند منبع را مقايسه كنيم.

□ پيشنهادهايي كه هنگام مطالعه بنظر مي آيد يادداشت كنيم.

□ اصول تلخيص و يادداشت برداري را رعايت كنيم .


بخش سوم : آشنايي با مراجع تحقيق
1. كتابخانه ها   -      2. مراكز و سازمانهاي تحقيقي و پژوهشي مثل : مركز آمار ايران ، مؤسسه تحقيقات علوم اجتماعي (وا بسته به دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران)
مركز تحقيقات اتمي ، مؤسسه تحقيقات روانشناسي ، مركز پژوهشهاي علمي و صنعتي
3. مسئولان و كارشناسان مربوطه    -     4. مجلات و نشريات صنفي و تخصصي
5. دائرۀالمعارف ها و لغت نامه ها و فرهنگها و نشريات عمومي ، مثل: لغت نامه دهخدا ، دائرۀالمعارف مصاحب (زير نظر استاد غلامحسين مصاحب ) – فرهنگ معين 6 جلد – دائرۀالمعارف لاروس به زبان فرانسه      -     6.. اطلسها    -   7. نشريات و بولتنهاي ادارات و وزارتخانه ها     -     8. . آرشيو مجلات و روزنامه ها     -     9 . فهرست كتابها و مقالات كه در مجموعه اي باشد مثل فهرست مقالات فارسي اثر ايرج افشار.

بخش چهارم يادداشت برداري ضمن مطالعه
بايد نكات زير رعايت شود :
1. مطالب ارزندة كتاب مطالعه شود
2. آماده بودن قلم و كاغذ و علامت زني حين مطالعه
3. فيش برداري
4. نوشتن مأخذ ، نام نويسنده ، ناشر، سال انتشار
5. نوشتن عنوان تحقيق بالاي فيش
6. نشاندار كردن فيشها بر اساس موضوع
7. يادداشت برداري ضمن مطالعه حتي كتابهاي معمولي و داستاني

بخش پنجم: روش تلخيص
در روش تلخيص بايد نكات زير رعايت شود:

1. همه ي نوشته را بدقت بخوانيم و بدرستي بفهميم

2.  نكات اصلي را نشان دار كنيم

3. نكات نشاندار را با نظم منطقي و كلماتي شيوا و عباراتي رسا يادداشت كنيم

4. حذف زوايد به طوري كه خللي در اصل مطالب ايجاد نكند

5. رعايت امانت در تلخيص

6. رعايت قواعد دستوري ، املايي، نقطه گذاري و وصل و فصل كلمات مركب .

بخش ششم: روش نامه نگاري
الف) نامه هاي خصوصي كه بايد:
1. خشك ورسمي نباشد
2. از هرگونه تعارف و تكلف و خودنمايي بدور باشد
3. مظهر صفا ، صداقت و صراحت باشد
4. اگر خطاب به بزرگتر است حاوي احترام توأم با محبت باشد.
5. اگر به كوچكتر مي نويسيم از عطوفت و استمالت حكايت كند.
6. اگر به همسايگان و همپايگان است آيينه اخلاص و صميميت باشد
7. رعايت ادب و نزاكت
8. در تسليت ، تبريك ، و دعوت و. . . به مقتضاي حال نمايشگر ، همدردي ، خوشوقتي و شركت در غم و شادي و . . . باشد.
9. پرهيزاز مقدمه چيني طولاني.
10. آنقدر مختصر و تلگرافي نباشد كه خواننده در فهم عاجز گردد يا حمل بر سردي و بي اعتنايي شود.
11. از شرح شكوه و ناكامي و گرفتاري حتي الامكان پرهيز شود.
ب) نامه هاي اداري كه اصطلاحاتي فرموله دارد :
احتراماً به استحضار مي رساند كه . . .
مقتضي است كه . . . طبق مقررات رفتار شود .
پيرو نامه‌ي- عطف به نامه‌ي. . .
نامه هاي اداري بايد:   1-جدي ورسمي باشد .    2.. دوري از هزل و گستاخي   
3. صحيح و روشن باشد      4.دوري از سفسطه و مغلطه در بيان علت تقاضا     5. احتراز از تملق      6. پرهيز از حب و بغض        7.خوش نويسي و استفاده از كاغذ پاك و تميز


بخش هفتم: روش گزارش نويسي
مراحل گزارش نويسي:
۱- تفكر و دقت دربارة مسأله و راههاي پژوهش و بررسي آن    2- گردآوري اطلاعات
3-تهيه طرح    4-تهيه پيش نويس   5-خواندن و اصلاح پيش نويس    6-نقد پيش نويس    7-پاكنويس    8-وارسي گزارش نهايي

انواع گزارش:

1-گزارشهاي اداري كه در ادرات مرسوم است و جنبة پيشنهادي يا آماري دارد         2-گزارش بازرگاني مثل گزارشات مالي       3-گزارش اجرايي كه از طرف مديران داخلي و رؤسا تتظيم مي شود و مبتني بر نحوه ي اجراي كار است .
4. گزارشات دوره اي     5.گزارش ويژه    6 . گزارش غير رسمي مثل گزارش خبري
8 . گزارش انشايي كه بصورت متن ادبي تهيه مي شود
9. گزارش مختلط كه در آن از جنبه هاي علمي (آمار ، جدول ، نمودار ، فرمول ) استفاده ميشود
10. گزارشهاي طولاني كه چندين صفحه است و به صورت جزوه ، رساله و كتاب منتشر مي شود                       12. خلاصه گزارش          13. گزارش گروهي

تدوين گزارش:

هر گزارش 4 قسمت دارد :
الف : قسمت مقدماتي       ب: قسمت اصلي(متن)        ج: نتيجه گيري     
د:فهرستها
الف :قسمت مقدماتي شامل :  1- جلد كه روي آن مشخصات گزارش است .
2- صفحة عنوان گزارش كه يك صفحة سفيد بعد از جلد است و همان مطالب روي جلد روي آن است.
3-ديباچه (سرآغاز )كه در آن انگيزه و هدف تدوين گزارش آمده.
تذكر: تقريظ ، مدح و ستايش از نوشته يا مقدمه از كسي اگر بود قبل از ديباچه مي آيد.
4.اعتذار و سپلس از اشخاص يا مؤسساتي كه در تهية گزارش همكاري كرده اند.
5.فهرست مطالب                       مقدمه ( مدخل ) كه چكيده مطالب در آن مي آيد.
ب: قسمت اصلي( متن ) 
نكات زير در آن بايد رعايت گردد:
1.هدف مشخص باشد       2. تازگي مطلب     3.داشتن معيارهاي علمي مثل آمار،جدول ، نمودار           4.معيارها روشن باشد     5. اطلاعات دقيق بوده از احساسات بدور باشد           6 . منطقي و استوار بوده با حدس و احتمال نباشد
7.بدور از تضاد و دوگانگي    8 . در مسائل مشكوك اظهار نظر صريح شود
9 . هوس و سليقه شخصي در آن نباشد          10.به حل مسئله كمك كند.
11.بموقع تهيه شود       12.تقسيمات مطالب و طرح ريزي درست و سنجيده باشد.
13. قواعد دستوري ،املايي و نقطه گذاري رعايت شود .   14.استفاده از پاورقي
ج: نتيجه گيري و خلاصه نهايي گزارش
د: فهرستها شامل : 1- فهرست منابع و مآخذ (كتابنامه) 2- فهرست اعلام (نام نامه) 3-فهرست تصاوير 4-فهرست جداول و نمودارها 5-فهرست اصطلاحات و كلمات و تركيبات دشوار 6-فهرست مندرجات 7-فهرست موضوعي (ايندكس)

بخش هشتم: روش ترجمه كه در آن 3 اصل مهم است :
1.آشنايي و تسلط مترجم به هر دو زبان     2 .رعايت امانت     3.آشنايي مترجم با ديدها ،انديشه ها و زندگينامه نويسنده ،محيط و شرايط اجتماعي او .
◄ترجمه آزاد
◄ترجمه منظوم

بخش نهم: قواعدي در اتصال و انفصال واژه‌هاي مركب و رسم الخط كلمات
○ نگارش كلمات مركب ازحيث وصل و فصل قاعدة روشني ندارد و بيشتر به زيبايي صورت و سهولت قرائت مي نويسد. مثل دانشجو و دانش پژوه كه يك مفهوم و يك شكل دارند ولي . . .
حد و استقلال هر كلمه از لحاظ معني و عمل دستوري بايد حفظ گردد و هر دو كلمة مستقل ، جدا از هم نوشته مي شود مثل : جناب عالي – خزانه داري كل – دانشسراي عالي – وزارت فرهنگ

مهمترين موارد وصل

1- دو يا چند كلمه كه از تركيب آنها كلمه اي  (نوع دستوري ) تازه يا مفهومي جديد پديد آرد مثل :اينجا – بهبود – چيستان- يكدل –جنگجو –شهپر- رنجبر- پنجشنبه- يكديگر
2- پيشوندها وپسوندها : بخرد – بموقع- بيجا – همكار- نفهم- جويبار- باغچه- نمكدان- شاخسار-سنگلاخ
تذكر: 1.استثنا ، چون نازيبا ميشود مثل: هم سليقه- هم پيمانه- بي تفاوت- بي نياز
1. اتصال بي به كلماتي كه شروع آن با همزه است: بي اهميت – بي اندازه- بي آلايش- بي انصاف- بي اعتقاد
2. اگر بي به معني بدون باشد بايدحتماً جدا باشد: بي معرفت- بي مداد- بي آنكه
3. « هم »و «نه »اگر حرف ربط باشد:سهيلا هم زبان فرانسه مي داند هم انگليسي – رضا نه زبان انگليسي مي داند نه فرانسه

3. –كلمات مركبي كه داراي ميانوند باشند: بناگوش- تنومند- زناشويي
4. صفتهاي تفصيلي و عالي اگر 2 حرف باشد: بهتر- بهترين – كمتر- كمترين- مهتر-مهترين
ولي اگربيشتراز 2 حرف باشد جدا: مصطلح تر – رسمي ترين
5 . برخي كلمات مركبي كه كلمة اول آنها 2 حرف باشد : بهداشت- بهبود – مهتاب-دلدار
6.تركيبات وصفي و اضافي كه مقلوب يا فك اضافه شده ( كسرة اضافه حذف شده )  : گلاب (گل آب )- صاحبدل (صاحبِ دل )-نيكمرد ( مردِ نيك )-كتابخانه-دانشسرا
7.پيش جزء (ب)كه اول فعل مي آيد : بديد- برود- بخوانيد
8. باء صفت ساز كه دراول اسم مي آيد : بنام – بهوش
9. باء قيد ساز اول اسم :بسرعت- بزودي- بآهستگي
10. باء جر در تركيبات عربي: بغير- بلافصل- بدون- بلا تكليف
11. ب ،در كلمات بدان – بدين – بدو- بديشان كه بجاي به ب آمده
12. باء وصل يا باء ميانوند دروسط كلمه باشد: سربسر – دربدر- رو براه
يادآوري: از انواع باء فقط حرف اضافه در اول اسم و ضمير و جز آن جدا نوشته مي شود
13. ن نفي در اول فعل : نرفت – نمي خواند – نخواهد گفت
14. ميم نهي در اول فعل: مرو- مخوان – مجوييد
15. ها ، جمع معمولاً پيوسته : آنها – اينها – دستها- كتابها
           مگر اينكه :به (هاي) بيان حركت ختم شده : خانه ها – پيشه ها و يا واژه بسيار بلند و نازيبا شود : شكستني ها- تشبيه ها
16. كلمات مركب از بن ماضي و بن مضارع يك فعل كه بدون واو عطف بيايد :
جستجو – گفتگو – شستشو

مهمترين موارد فصل

 1. كلمات مركب كه در صورت وصل نازيبا شود : استعانت طلب – تسلي بخش-  اعجمي نسب – تسليم پذير
2. كلمات مركب كه در صورت وصل دشوار خوانده شود : رك گو – جن گير – كم كار
3. كلمات مركب كه در صورت وصل دندانه زياد شود : تب بر- تن پرست- خوش سليقه
4. وقتي دو حرف هم جننس پهلوي هم باشند : كيهان نورد- هم ميهن
5. تركيبات بيش از دو جزء : پشت هم انداز- دست و دل باز- پيشاني گره كرده
6 . مي و همي در افعال ماضي استمراري و مضارع اخباري : مي رفت – همي خوانديم – مي گوئيم
7. حرف نشانة «را »در آخر مفعول : كتاب را خواندم – حسين را ديدم- لقمان را گفتند
تذكر:3 كلمة من ، تو ، چه مستثني است : من را (مرا )- تو را ( ترا )- چه را (چرا )
8 . حرف اضافة (به) در اول متمم مفعول با واسطه:
به خانه آمد- به پرويز سلام كرد- به او گفتم
       9.( اين ) و ( آن ) اشاره :اين قلم – آن دوست – اين طور – آن گونه
مگر اينكه با واژة ديگر تركيب شود : همين – چنان- آنچه- چنانچه- چنانكه
2. (اي) ندا : اي دل – اي دوست
3.  عدد ومعدود ( صفت شمارشي و موصوف آن ) يك روز – شش ماه- پنج گونه
4. اجزاء قعلهاي مركب : نگاه دداشتن- دست دادن – دست برداشتن
5. ( كه ) و (چه )              مردي كه مي آيد . . . چه كنم
6. در تركيبات عربِ مستعمل فارسي كلمات مستقل جدا نوشته مي شود :ان شاءَ الله- من جمله- علي هذا
7. همزة است بعد از كلمات حذف شود : خوب است – گناه است- ولي بعد از كلمات مختوم به ياء حذف شود : اصفهاني است (اصفهانيست )- مردانگيست- درديست

بخش دهم: آئين نقطه گذاري ( اِعجام و سجاوندي )
 سجاوندي در نگارش و منسوب به سجاوندي و نام كتابي در علم قرائت است كه در آن علامت اوقاف را نقطه هاي طلا گذارند و بهمين جهت سجاوند كردن ، منقش كردن كتاب است با طلا يا سرخي.
 اِعجام و سجاوندي در تاريخ اسلام سابقة چند صد ساله دارد.
تقيّد به درست و آرام خواندن (ترتيل ) و تجويد و قطع و وصل كلمات و حروف و فهم و درك كلمات ، الفاظ و معاني قرآن كه منشاء ظهور بسياري از علوم و معارف و حتي هنرهاي تزئيني شده است .
 بدستور اميرالمؤمنين علي« عليه اسلام» و با كوشش ابوالاسود دُئَلي نخست قواعد ساده و بسيطي براي زبان عربي تأسيس شد و ابوالاسود براي نخستين بار دست اندر كار اِعراب گذاري خط  (حروف و كلمات ) قرآن شد.
 بعد از اعراب گذاري قرآن مبتني بر مواضع كلمات در جمله  ( نحو ) نوبت به اِعجام و نقطه گذاري رسيد. اِعجام يا نقطه گذاري براي جدا كردن حروف متشابه مانند (ب- ت- ث- ج-ح-خ ) و مانند اينها لازم بود زير عجمه و گنگي و ابهام را از حروف همانند دور كرد و با نقطه گذاري آنها را مشخص ساخت.
حروف معجمه ( نقطه دار )- حروف مهمله (بي نقطه )

█ ويرگول (،) :علامت وقف كوتاه و مكث كوتاه كه كاما يا درنگ نما هم گويند و موارد استعمال آن :
1-در ميان دو جملة پايه و پيرو              تا رنج نبري ،گنج نبري
2 .در ميان اسمها يا صفتها يا كلمه هاي متعاطف ديگر كه پيش از آخرين مورد ، واو عطف مي آورند              محمد ، محمود ، مسعود و سعيد آمدند .
قلم ، كاغذ ، كيف و كتابهايم را آماده كرده ام .
3 .در ميان بخشها يا گروههاي يك جمله مثلاً بين نهاد و گزاره يا گروه قيدي
                معمولاً پيش مردم ظاهر بين بي خبر، دانشمند واقعي ، كسي است كه از اقران خود ، بيشتر چيز بداند و در خزينة خاطر ، از معلومات و معارف ، سرمايه اي وافر ، اندوخته باشد.
4 . در آغاز و پايان جمله يا عبارتي كه بصورت صفت يا جملة معترضه براي اسم يا كلمه آمده است (كه بعضي خط تيره بكار مي برند)              نادر شاه ، پادشاه ايران ، به هند حمله كرد.
يعني اسم يا عبارتي بدل يا عطف بيان است براي اسم               تهران ، پايتخت ايران ، مركز فعاليتهاي علمي و صنعتي كشور ماست.
5 . گاهي دو كلمه مضاف و مضاف اليه نيستندولي طوري در جمله مي آيند كه ممكن است اشتباهاً بصورت اضافه بخوانند            حسن خلق ، بهترين ، سرماية بشر است .
                                             از كثرتِ خيال ، آن شب ف خواب به چشم من نيامد.
6 .گاهي واو عطف ، دو عبارت يا دو گروه را بهم وصل ميكند ولي در داخل آن گروهها هم واو عطف است :دانا و هنرمند ،و نادان و بي هنر ، هرگز در يك رديف نباشند.
7.خطاب و ندا             دوست عزيزم .

●  نقطه ويرگول(؛) : نشانة درنگ طولاني بين دو جمله يا دو عبارت است و نشان مي دهد كه آن دو با هم پيوند دارند ولي پيوند شديد نيست و نبودن دومي اولي را نقص نمي كندو
الف : بعد از جمله هاي نا قص : اگر درس بخواني ؛ در آينده موفق خواهي شد .
ب : اجزاء كوتاه را با ويرگول جدا مي كنيم و اگر مفهوم جمله تغيير كرد با نقطه ويرگول ؛ زمان ميگذرد ، ما نيز مي گذريم ، تنها نيكيها و بديها پايدار مي ماند .
آنچه ميدانيم ، قطره است ، اما آنچه نمي دانيم ، درياست .
●دو نقطه (:) : عبارت يا جملة پيش از آن ، بوسيله عبارت پس از آن شرح و تفسير مي شود .
الف : شرح جزئيات و مشخصات كسي يا چيزي يا كاري             آنچه تدريس مي شود : 1-فارسي 2- عربي  3- انگليسي
ب: براي نقل شاهد مثال               قيد ، گاه در آغاز جمله قرار مي گيرد مانند: حتماً ، شما را ملاقات خواهم كرد .
● نقطه (.) : نشانة پايان جمله : حسن به بازار رفت.
●گيومه «  » : يا برجسته نما
الف : براي نقل قول          پيامبر فرمودند : «دانش را بجوييد ، ولو در چين »
ب : براي مشخص كردن و ممتاز كردن              من «اكسير اعظم » را نميشناسم .
ج : در جايي كه نمي خواهيم اصطلاحي نادرست را بپذيريم                 سخنان استاد را از نوار  «پياده » كردند .
● علامت تعجب (!) : يا علامت عاطفي كه در مقام تعجب ، تحسين ، تنبيه ، تأسف ،خطاب به كار رود :
تعجب : چه هواي خوبي !                    تنبيه : زنهار ، ميازار ز خود هيچ دلي را !
تحسين : شانه بر زلف پريشان زده اي به به به !
تأسف: اي واي من ! كه قصة دل ناتمام ماند .
خطاب و ندا : برادر گرامي ام !
●علامت پرسش (؟) : آخر عبارت پرسشي                 آيا در اين شب تنهايي حقيقت در حاليكه قلمهاي مسموم عليه السلام برداشته شده مي توان قلم بر زمين گذاشت ؟
●پرانتز (  ) : يا كمانك يا هلالين كه مفهوم   يا  و يعني  را ميرساند و براي توضيح مي آيد         
بعد از قتل عثمان (35 هجري)مردم با اميرالمؤمنين عليه اسلام بيعت كردند .
كروشه[ ] : يا قلاب
1. وقتي بكار ميرودكه كلمه يا تركيبي در بحث بوده و ميخواهيم يادآوري
كنيم                 روز دوشنبه هفتم صفر، امير[مسعود پسر محمود غزنوي] شبگير نشست .
2. وقتي در متني چيزي افزوده شود كه با روش جمله ناسازگار است ولي ذكر آن ضروري است .                وكيل با حسرت گفت : چه خوب بود مردم را بيشتر مي شناختند.[خنده وكلا]
3 .وقتي در متن و اصل كتاب تكه اي نيامده و مصحح مي آورد .
شيخ را گفت : از مصاحي كدام بدتر
●خط تيره (-) يا فاصله :
1. براي جدا كردن جمله‌ي معترضه از كلام اصلي           بدان كه پيامبر _ صلي اله عليه و آله_
فرمودند.

|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 2:31 بعد از ظهر